محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
53
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
كارى است كه ما را به آن مىخوانى ؟ راستى آيا ما را از عبادت خدايان پدران خود منع مىكنى و انتظار دارى عقايدى را كه با آن بزرگ شدهايم و در تمسك به آن بار آمدهايم كنار بگذاريم . خلاصه ما در گفتار و دعوت تو ترديد داريم و به تو اطمينان نداريم . ما خدايان پدران خويش را بخاطر تو رها نمىكنيم و هرگز متمايل به هوس و كجروى تو نمىشويم . صالح قوم را از مخالفت با خويش برحذر داشت و رسالت خود را در ميان آنان آشكار ساخت ، نعمتهايى را كه خدا براى آنان جارى ساخته به خاطرشان آورد و سپس آنان را از عذاب و غضب خدا بيم داد و براى رفع هرگونه شبهه به ايشان گفت : من در دعوت خود نفعى براى خود در نظر نگرفتهام و انتظار سودى ندارم ، عاشق رياست بر شما نيستم ، مزدى براى رسالت خود از شما نمىخواهم و پاداش پند و اندرز خود را مطالبه نمىكنم . مزد من به عهدهء پروردگار جهانيان است . وحشت مخالفين گروهى از مردم خردمند و بىغرض قوم صالح به او ايمان آوردند ، اما طبقات توانگر و آنان كه راه خودخواهى را پيش گرفته بودند ، بر مخالفت خود اصرار ورزيدند و به خودسرى و عناد خويش افزودند . در عبادت بتهاى خود پافشارى كردند و به صالح گفتند : عقل تو معيوب گشته و توازن عمل را از دست دادهاى ، ما شك نداريم كه تو جنزده شدهاى و يا كسى تو را جادو كرده و به اين روز انداخته است كه ، مطالبى بيهوده و از موضوعاتى سخن مىگويى كه خود هنوز آن را درك نكردهاى . تو انسانى فراتر از ما نيستى . تو از نظر نسب بر ما برترى ندارى ! از نظر موقعيت اجتماعى بهتر از ما نيستى و از حيث ثروت و مقام نيز بر ما تقدم ندارى . در ميان ما افرادى هستند كه براى نبوت شايستهتر و براى رسالت سزاوارتر از تو باشند . اى صالح ؛ اگر تو دست به اين كار زدهاى و ادعاى رسالت مىكنى و اين روش را پيش گرفتهاى فقط يك هدف دارى و آن جاهطلبى و حب رياست بر قوم خود مىباشد . مخالفين تصميم گرفتند صالح را از تبليغ دين خود و انجام رسالت خويش